یکی از بزرگترین ظلم ها و تبعیض هایی که بشر در طول ِدوران ِبه اصطلاح متمدنش انجام داده تبعیض بین مس و فولاد بوده!
فولاد... این فلز ِ بی خودی بزرگ شده که در طول قرنها به خاطر ِ تنها استحکام ِ آن و استفاده ی ِ خشونت بار در جنگها به عنوان ِ زره و شمشیر و دریدن ِ گوشت و پوست ِ انسانها ، ارزشمند شده. آخر چرا باید این قدر در تاریخ به این فلز اهمیت داد و به جای ِ آن از مس چشم پوشید. فلزی زیبا و شبیه به طلا که علاوه بر زیبایی ِ آن قرنها مورد ظلم واقع شده و کسی از آن استفاده ای بیش از دیگ ِ پلو پزی نکرده! آنهم نه مس ِ خالص (که اعتماد به مس ِ خالص معادل با بی آبرویی بود!) که ترکیب ِ آن با دیگر فلزات. اما در دنیای ِ امروز با رهایی از عقاید ِ متحجرانه و پی بردن به ارزش ِاین فلز در صنعت ِبرق و الکترونیک پی برده ایم که این فلز چه قدر با ارزش است و اکنون بهای ِ آن چندین برابر ِ فولاد است. در حالی که در گذشته این فولاد بود که بیشتر بها داشت. در تاریخ ِ طَخَمی (!) ، جلد 13 ، صفحه ی ِ 193 آمده که اعراب ِ جاهلی خروارها مس را برای گرفتن ِ یک بار ِ شتر ِفولاد می ستاندند! در حالی که در ایران ِ باستان مس ارزشی والا داشت و جام ِ شاهنشاهی با مس ساخته میشد و در زره ِ شاهان از مس به جای ِ فولاد استفاده میشده! در همان مرجع ذکر شده که در آن دوران تنها در ایران ِ باستان بود که مس ارزشی معادل فولاد داشت.
با گذشت ِ زمان و فراموشی ِ دوباره ی ِ ارزش ِ مس ، دوباره در بسیاری از صنایع از فولاد استفاده می شد و تا کمی قبل از دهه ی ِ جدید هم در صنعت بسیار بیشتر از فولاد استفاده می شد تا مس! اما با ورود به عصر ِ جدید و کنار گذاشتن سنتهای ِ قدیمی فهمیدیم که مس هم مثل ِ فولاد است : یک فلز! چرا مس را یک فلز ِ درجه دو بدانیم؟ در حالی که در بسیاری موارد مس مثل ِ فولاد عمل می کند. هنوز هم خیلی ها به مس اعتماد نمی کنند و مثلا در خودرو سازی فولاد را مقدم بر مس می دانند. به همین خاطر همی مکتبی در اروپا شکل گرفت به اسم کوپریومیسم ( Cuprumism ) تا که برای ِ رفع تبعیض ِ کامل بین فولاد و مس مبارزه کنند و نگذارند مس در پستوی ِ خانه ها بماند و فقط هنگام ِ مهمانی و پلو پزی استفاده شود یا تنها در بین دیوارهای خانه وظیفه ی ِ خطرناک و طاقت فرسای ِ رسانایی را انجام دهد. چرا فولاد نباید به عنوان ِ رسانا به جای ِ مس باشد و چرا مس نباید به جای ِ فولاد بر پیکره ی ِ بناها برافراشته باشد؟
عقاید متحجرانه را ول کنید. چه کسی می گوید استحکام ِ فولاد بیشتر از مس است؟ مگر کسی تا کنون آزمایش کرده؟
بیایید این قدر بین این دو فلز ( که هر دو آفریده ی ِ یکسان ِ اهورامزدا هستند) تفاوت قائل نشویم و به فرهنگ ِ غنی ِ خودمان بازگردیم!
ــــــــــــــ
هر گونه تشابه ِ این آرمانها و اسامی با معادل ِ واقعی، به شدت تکذیب می شود!
به دنائت خودش پی میبره!
دیشب یکی از این اتفاقا واسم افتاد!
مراقب زبونتون باشید که کم جِرم است و پر جُرم!
ـــــــــــــــ
اگر کسی رو با زبونم رنجوندم حلالم کنه! یا حداقل بهم بگه تا بفهمم!
در بدایت فلسفه و ایام نخست حکمتیت، عشاق ِ حکمت آنچه را نیازی به استدلال و تفلسف نبود بدیهی می انگاشتند! لیکن علی ایها الحال، آنچه اظهر من الشمس است
.
.
.
.
.
اسلنم بدیحی نیصت! ما رو چی گیر آوردی!؟ واللا!
ــــــــــ
در روزهای آینده چهار امتحان سنگین دارم به خاطر اوناست! دعام کنید! :D
علم؟
ثروت؟
دین؟
انسان؟
کم کم دارم به این نتیجه میرسم که هیچ چیز تو این دنیا ارزش مند تر از انسان و عزتش نیست!
جرقه ی ِ این نتیجه گیری هم از وقتی بود که داستان سه پرسش (از لئون تولستوی) رو توی ِ کتاب ِ ادبیاتمون خوندم!
و این احساس و ایده وقتی برام قوی تر شد که دوستانِ هم دانشکده ای ِ ام رو دیدم گاهی که چه عرض کنم بعضی هاشون اغلب به خاطر نمره و درس و مثلا آینده یه کارایی می کنند که هر چی ارزش و عزت ِ انسانی هستش میره زیر سوال! (دست ِ کم خودم احساس می کنم له شدم!)
این جا بود که این پرسش برام قوی تر شد:
چی تو این دنیا مهمتره؟
و جوابش هم ایضا(!) قوی تر:
عزتِ انسان!
ـــــــ
پ.ن: فردا امتحان ِ وحشت ناک و سهمگین ِ الکترومغناطیس دارم شاید این حرفا تاثیر ِ اوناست!! در هر صورت برام دعا کنید!
بعد میبینی دو تا آدم به حد ِ ریختن ِ خون با هم مشکل دارن اما سر ِ مسائل ِ کار و این حرفا میشن دو تا آدم ِ صمیمی و بر عکس دو تا آدم سر ِ کار میزنن گردن ِ همدیگر رو می شکونند اما بیرون از کار می شوند رفیق ِ شفیق و جون جونی چرا؟ چون شعورشون می کشه که این دو تا مسئله کاملا از هم جدا هستند.
و کلی مثال ِ دیگه از این دست! اما حالا یکی با رفیق ِ من دعواش شده بعد طرف با من قهر کرده!!! :|
+آخه ب..................
-نگو زشته!!!!
+نه بذار بگم!
-اِ اِ میگم زشته نگو! مردم رد میشن اینجا! خانواده نشستن!
+بابا بگذار بگم تخلیه شم دیگه! اه!
- :|
+باشه بابا باشه! فقط به خاطر ِ گل ِ روی ِ تو!
-چاکرم!
+قربونت!
-فدات شم!
+یا علی!